کهگون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کهگون . [ ک َ ] (ص مرکب ) به رنگ کاه . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : خانه خوهم رفت من خروسک کهگون سوی یکی ماکیان و جوزگکی شش . سوزنی (از یادداشت ایضاً). راست خوهی حسب آن خروسک کهگون هیچ ندیمی به سمع تو نگذارد. سوزنی (از یادداشت ایضاً).