کرداری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کرداری . [ ک ِ ] (ص نسبی ) منسوب به کردار نیک . مقرون به کردار خوب : چون قوت این سلطان وین دولت و این همت این مخبر کرداری وین منظر دیداری . منوچهری . ◄ عمل کننده . عامل . (فرهنگ فارسی معین ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کرداری . [ ک ِ ] (ص نسبی ) منسوب به کردار نیک . مقرون به کردار خوب : چون قوت این سلطان وین دولت و این همت این مخبر کرداری وین منظر دیداری . منوچهری . ◄ عمل کننده . عامل . (فرهنگ فارسی معین ).