کردانیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کردانیدن . [ ک َ دَ ] (مص ) کنانیدن . کردن فرمودن . ◄ ساختن . پرداختن . ◄ تغییر دادن و از حالی به حالی درآوردن . (ناظم الاطباء). و ظاهراً در این معنی گردانیدن باشد.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کردانیدن . [ ک َ دَ ] (مص ) کنانیدن . کردن فرمودن . ◄ ساختن . پرداختن . ◄ تغییر دادن و از حالی به حالی درآوردن . (ناظم الاطباء). و ظاهراً در این معنی گردانیدن باشد.