کامگار گشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کامگار گشتن . [ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) به مراد و آرزو رسیدن . پیروزی یافتن : چون نخواهد بود گامی کام دل همراه تو پس تو بر هر آرزو انگار گشتی کامگار. عطار. و رجوع به کامگار و کامگار شدن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کامگار گشتن . [ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) به مراد و آرزو رسیدن . پیروزی یافتن : چون نخواهد بود گامی کام دل همراه تو پس تو بر هر آرزو انگار گشتی کامگار. عطار. و رجوع به کامگار و کامگار شدن شود.