چپر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چپر. [ چ َ پ َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان چای پاره بخش حومه ٔ شهرستان زنجان که در ٣٠هزارگزی شمال باختری زنجان، بر سر راه عمومی واقع شده . کوهستانی و سردسیر است و ١٨٤ تن سکنه دارد. آبش از رودخانه ٔ قلعه چای و قزل اوزن، محصولش غلات و برنج، شغل اهالی زراعت و راهش مالرو است . راه نیمه شوسه ٔ مهرآباد - زنجان هم از نزدیکی این ده میگذرد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).
چپر. [ چ َ پ َ ] (ترکی، اِ) چاپار. شخصی که بحکم پادشاهان و امیران، در هرمنزل او را سواری دهند تا با سرعت قطع راه کرده خبر ضروری برساند مثل ِ «داک چوکی » در هندوستان . (آنندراج ). مخفف چاپار که بمعنی پست و برید باشد. (ناظم الاطباء). قاصدی که کاغذها و امانات مردم را از جایی به جایی میرساند، درینصورت ترکی است مخفف چاپار. (فرهنگ نظام ). چاپار. پست . پیک . و رجوع به چاپار شود.
چپر. [ چ َ پ َ / چ َپ ْ پ َ ] (اِ) خانه و دیواری باشد که از چوب و علف سازند. (برهان ). دیواری که از چوب و علف و نی سازند. (انجمن آرا) (ناظم الاطباء).خانه و دیواری که از علف و نی سازند. (جهانگیری ). خانه و دیواری باشد که از چوب و علف و نی سازند. (آنندراج ). و آن خانه ٔ چوب و علف را «کپر» نیز گویند و در پارسی آن اصل است . (انجمن آرا) (آنندراج ). خانه ای که از علف و نی سازند که اکنون در تکلم «کپر» است . (فرهنگ نظام ). دیواری که از علف و نی باشد. (فرهنگ نظام ). دیوارگونه ای که از ترکه و خارو علف سازند. حائطی از خار یا سر شاخه ها و شاخه های درهم . پرچین : آب چون مردان جنگی در زره باغ چون دیوار شهر اندر چپر. پوربهای جامی (از جهانگیری ). کنار جوی از سبزه چپر بست میان کوه از لاله کمر بست . استاد (از جهانگیری ). ◄ حلقه و دایره ای که از مردم و حیوانات دیگر کشیده شده باشد. (برهان ) (ناظم الاطباء). حلقه و دایره باشد. (جهانگیری ). بمعنی دائره و حلقه نیز آمده . (انجمن آرا) (آنندراج ). مجازاً مطلق حلقه . (فرهنگ نظام ) : چپّرزده میدیدم گرد تو رقیبان را آهی زدم و گفتم تخم چپری سوزد. جامی (از انجمن آرا). فریاد که وقت خط درآوردن تست بر گل ز بنفشه چپّر آوردن تست ما را بعتاب و کینه سبلت چه کنی سبلت کن ما ریش برآوردن تست . شمس الدین باقانی (از لباب الالباب ). ◄ پوست پاره هایی را گویند که بندبافان و نواربافان، تار ابریشم و ریسمان را بر آن کشند، و هر مرتبه که پود را بگذرانند آنها را بگردانند. (برهان ) (انجمن آرا) (جهانگیری ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام ). و این قسم بند و نوار را چپرباف گویند. (برهان ) (انجمن آرا) (جهانگیری ) (آنندراج ) (فرهنگ نظام ). و چپرباف، هر چه باین طریق بافته شود. (ناظم الاطباء). ◄ بمعنی دیواری است که از چوب و خاک در برابر قلعه برای تسخیر آن سازند و در پناه آن جنگ کنند. (انجمن آرا) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). دیواری که در برابر قلعه از خاک و چوب برای تسخیر آن میساختند. (فرهنگ نظام ) : لشکر مغول پیرامن نهر فرودآمدند و چپر بستند. (ذیل جامع التواریخ رشیدی ). هولاکوخان بر باب الانطاکیه نزول فرمود و پیرامون شهر چپر بستند. (ذیل جامع التواریخ رشیدی ). رخنه ها در سور و باروی برنج آسان کنی گر چو ما از تخته ٔ نان تنک سازی چپر. بسحاق اطعمه (از انجمن آرا).