چپ شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(چَ. شُ دَ) (مص ل.)<BR>۱- منحرف شدن، واژگون گردیدن.<BR>۲- طرف دار سیاست دست چپی شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(چَ. شُ دَ) (مص ل.) ۱- منحرف شدن، واژگون گردیدن. ۲- طرف دار سیاست دست چپی شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چپ شدن . [ چ َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از منحرف گردیدن باشد. (برهان ) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء). کنایه از منحرف شدن باشد. (آنندراج ). ◄ کنایه از نقیض گرفتن باشد. (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). چپ افتادن . بدشدن . دشمن شدن . رجوع به چپ افتادن شود. ◄ چپ شدن چشم ؛ احول شدن . دوبین شدن . احول گردیدن . لوچ شدن . ◄ متمایل بسمت چپ شدن . چپه شدن .
مترادف و متضاد واژهدان
چپه شدن، پرت شدن، واژگون شدن منحرف شدن