چپ زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(چَ. زَ دَ) (مص ل.)<BR>۱- از راه دیگر رفتن، راه را کج کردن.<BR>۲- تندروی در عقاید سیاسی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(چَ. زَ دَ) (مص ل.) ۱- از راه دیگر رفتن، راه را کج کردن. ۲- تندروی در عقاید سیاسی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چپ زدن . [ چ َ زَ دَ ] (مص مرکب ) گمان میکنم بمعنی سیلی و تپانچه زدن باشد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : در چپ زدن خرد شوی راست دانی چپ خود ز جانب راست دانسته شوی بکار دانی بر سر صحیفه ٔ معانی . امیرخسرو (از امثال و حکم ). ♦ خود را به کوچه ٔ علی چپ زدن ؛ کنایه است از تجاهل کردن درامری یا اظهار آشنائی نکردن با کسی . رجوع به چپ شود.
مترادف و متضاد واژهدان
چپ کردن، تغییر مسیر دادن، انحرافی رفتن، منحرف شدن (از راه) تندروی کردن، افراطی بودن