چشم فرنگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چشم فرنگی . [ چ َ / چ ِ م ِ ف َرَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مراد از عینک باشد. (آنندراج ). عینک . (ناظم الاطباء). چشمک . آلتی که برای تقویت نیروی باصره بر چشم گذارند. رجوع به چشمک شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چشم فرنگی . [ چ َ / چ ِ م ِ ف َرَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مراد از عینک باشد. (آنندراج ). عینک . (ناظم الاطباء). چشمک . آلتی که برای تقویت نیروی باصره بر چشم گذارند. رجوع به چشمک شود.