پیزو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیزو. [ زُ ] (اِخ ) نام والی سوریه بعهد اردوان سوم پادشاه اشکانی . (ایران باستان ج ٣ ص ٢٣٩٧).
پیزو. [ پیزْ زُ ] (اِخ ) نام بندری در ایتالیا کنار دریای مدیترانه، دارای ٨٠٠٠ تن سکنه .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیزو. [ زُ ] (اِخ ) نام والی سوریه بعهد اردوان سوم پادشاه اشکانی . (ایران باستان ج ٣ ص ٢٣٩٧).
پیزو. [ پیزْ زُ ] (اِخ ) نام بندری در ایتالیا کنار دریای مدیترانه، دارای ٨٠٠٠ تن سکنه .