پکنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پکنی . [ پ َ ] (اِ) نوعی از شراب باشد که بعربی نبید گویند. باده ای که از برنج و ارزن و جو سازند. بمعنی شرابی است که از ارزن سازند زیرا که منسوب است به پکین و پکین و پکن بمعنی ارزن است . حکیم نزاری قهستانی گفته : مست گشتم ز جرعه ٔ پکنی شد مزاجم ز بنگ مستغنی . (ازانجمن آرای ناصری ). ◄ پنگان و معرب آن فنجان . بمعنی هر کاسه و پیاله عموماً و طاس مس ته سوراخ که به روی آب گذارندبرای تعیین ساعات . و نیز رجوع به بگنی شود.