پکنه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پکنه . [ پ َ ن َ / ن ِ ] (ص ) مردم فربه کوتاه بالا را گویند. (برهان قاطع). کوتاه قد و کلفت و سروته یکی . در تداول عوام تاپو. خپله : آن دختر پکنه عصمت الدین سرمایه ٔ زهد و نیک نامی است . انوری (از فرهنگ جهانگیری ).