پفو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومپفو. [ پ ُ ] (اِ) پُف . فوت . باد. دم . نفخة : آنکه بر شمع خدا آرد پفو شمع کی میرد، بسوزد پوز او. مولوی .مترادفها و واژههای مرتبطپففوتواژه قبلی: پفشریدنواژه بعدی: پفورتسیم