واخورده
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خُ دِ)<BR>۱- (ص مف.) شکست خورده، از رونق افتاده.<BR>۲- مأیوس، دل سرد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(خُ دِ) ۱- (ص مف.) شکست خورده، از رونق افتاده. ۲- مأیوس، دل سرد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واخورده . [ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) وامانده . ناامید. مأیوس . ◄ متعجب . رجوع به واخوردن شود.
مترادف و متضاد واژهدان
حیران، سرگشته، متحیر، هاجوواج دلزده، سرخورده، مایوس، نومید شکستخورده، مغلوب، (متضاد: امیدوار)
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی