واخوردگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خُ دِ) (حامص.)<BR>۱- از رواج و رونق افتادن.<BR>۲- رد شدن.<BR>۳- سرخوردگی، یأس.<br>
فرهنگ فارسی معین
(خُ دِ) (حامص.) ۱- از رواج و رونق افتادن. ۲- رد شدن. ۳- سرخوردگی، یأس.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واخوردگی . [ خوَرْ / خُرْ دَ/ دِ ] (حامص مرکب ) حیرت . ◄ سرخوردگی . واماندگی . ◄ نومیدی . یأس . ◄ رد شدن . ◄ واپس زدگی . سرکوفتگی و آن اصطلاحی است از اصطلاحات مربوط به مکتب فروید روانشناس اتریشی و عبارت است از فراموش شدن امیال و غرایز که بر اثر ناهماهنگی با مقررات جامعه و ناسازگاری با عقل و امور اخلاقی به شعور باطن یا ناخودآگاه میروند و از صحنه ٔ روشن ذهن خارج میشوند. رجوع به واخوردن شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی