هکوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هکوی . [ هََ ک ْ / هََ ] (ص ) سرگشته و متردد، در نسخه ٔ سروری به فتح هاء و ضم کاف به معنی تردد آمده است . (انجمن آرا). سرگشته و حیران و پریشان . (برهان ).
هکوی . [ هََ ک ْ ] (اِ) شراب . (انجمن آرا). شراب انگوری . (برهان ). ◄ تردد. (برهان ) (سروری ). ◄ خربزه ٔ نارسیده . (انجمن آرا).