نیما یوشیج | مجموعه اشعار | هنوز از شب…
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هنوز از شب دمی باقی است، میخواند در او شبگیر و شب تاب، از نهانجایش، به ساحل میزند سوسو. به مانند چراغ من که سوسو میزند در پنجره من به مانند دل من که هنوز از حوصله وز صبر من باقی است در او به مانند خیال عشق تلخ من که میخواند و مانند چراغ من که سوسو میزند در پنجره من نگاه چشم سوزانش – امیدانگیز– با من در این تاریک منزل میزند سوسو.