نوفیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) (مص ل.)<BR>۱- پژواک، بازگشتن صدا.<BR>۲- فریاد کردن، بانگ کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ) (مص ل.) ۱- پژواک، بازگشتن صدا. ۲- فریاد کردن، بانگ کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نوفیدن . [ دَ ] (مص ) غریدن . (برهان قاطع) (آنندراج ).بانگ برزدن . به آواز بلند بانگ کردن و نعره زدن و فریاد کردن . (ناظم الاطباء). صدا کردن عموماً. (برهان قاطع). بازگشت نمودن آواز. (ناظم الاطباء) : خروشی برآورد اسفندیار بنوفید از آواز او کوهسار. فردوسی . ز نوفیدن بوق و از بانگ تیز همه بیشه بد چون خزان برگ ریز. اسدی . ◄ صدائی که از بسیاری مردم و جانوران دیگر بهم رسد خصوصاً. هزاهز. (برهان قاطع) (آنندراج ). ◄ برهم خوردن و شوریدن مردم . (برهان قاطع) (آنندراج ). پریشان شدن و آشفته گشتن . ◄ بانگ و شور و غوغا نمودن مردمان و یا جانوران . (ناظم الاطباء). ◄ پارس کردن . (فرهنگ خطی ). ◄ جنبیدن . (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (از مؤید اللغات ). حرکت کردن . ◄ حرکت دادن . جنبانیدن . (ناظم الاطباء).