نوق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نوق . (اِخ ) نام یکی ازدهستانهای شش گانه ٔ شهرستان رفسنجان است . این دهستان در شمال رفسنجان در جلگه ٔ معتدل هوایی واقع شده و محدود است از شمال و شمال شرقی به دهستان بافق، از مشرق به بخش زرند، از جنوب به دهستان کشکوئیه و از مغرب به دهستان انار. آب دهستان از قنوات تأمین میشود و لب شور است . محصول عمده اش غلات و پسته و پنبه و لبنیات و شغل مردمش زراعت و گله داری است . دهستان نوق از ٧٠ قطعه آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعیت آن در حدود ٥٨٠٠ تن است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٨).
نوق . (ع اِ) ج ِ ناقه . رجوع به ناقه شود : چون لشکرها رسیدند با طبل و بوق و جمال و نوق صف صف از پس یکدیگر ایستاده و محاربت را آماده . (جهانگشای جوینی ).
نوق . [ ن َ وَ ] (ع اِ) سپیدی با اندکی سرخی . (منتهی الارب ). سپیدی و بیاضی که اندک رنگ سرخی در آن باشد. (از اقرب الموارد).