نقاله
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نَ قّ لِ) [ ع. نقالة ] (اِ.) ابزاری است درجه دار به شکل نیم دایره که برای اندازه گیری و ترسیم زوایا به کار برده میشود.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نَ قّ لِ) [ ع. نقاله ] (اِ.) ابزاری است درجه دار به شکل نیم دایره که برای اندازه گیری و ترسیم زوایا به کار برده میشود.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقالة. [ ن َق ْقا ل َ ] (ع ص ) تأنیث نقّال . رجوع به نَقّال شود. - سیم نقالة ؛ سیمی که بدان چیزی را از جائی به موضعی دیگر نقل کنند. - ملک نقاله ؛ ملکی که اجساد مردگان را از اراضی متبرکه به برهوت و دیگر جاهای بد نقل کند. (یادداشت مؤلف ). ◄ (اِ) نیم دایره ای از فلز یا جسم دیگر که پیرامون آن را به ١٨٠ یا ٢٠٠ پاره ٔ برابربخش کرده اند، با این ابزار می توان زاویه ای برابر بازاویه ٔ دیگر کشید. (یادداشت مؤلف ).
واژگان فارسی سره واژهدان
گونیا