نخل موم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نخل موم . [ ن َ ل ِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) درخت پرگل یا پرمیوه که از موم الوان سازند. (غیاث اللغات ). نخل مومین . شبیه نخل که از موم کنند : طبع مسکینت محصص از هنر همچونخل موم بی برگ وثمر. مولوی (از جهانگیری ). ◄ کنایه از شمع است : روی گرمی چونبینیم به کس وانشویم نخل مومیم به جز شعله که چیند بر ما؟ کلیم (از آنندراج ).