نحلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نحلی . [ ن ُ لا ] (ع ص، اِ) ج ِ نحیل . رجوع به نحیل شود.
نحلی . [ ن َ لا ] (ع اِ) عطیه . بخشش . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از المنجد).
نحلی . [ ن َ ](ص نسبی ) خداوند کبت عسل و نگاهدارنده ٔ آن . (ناظم الاطباء). صاحب نحل . پرورش دهنده و صاحب زنبوران عسل .