نجا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نجا. [ ن َ ] (ع اِ) پوست ِ بازکرده و برکنده . (ناظم الاطباء). پوست . (از المنجد). جلد. (اقرب الموارد). پوست بازکرده . (از منتهی الارب ). ◄ زمین بلند. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). ◄ چوبهای هودج . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ازالمنجد). ◄ چوبدستی . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). عصا. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (از المنجد). ◄ چوب، هرچه باشد. (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). عود. چوب . (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ ج ِ نجاة. (از منتهی الارب ). رجوع به نجاة شود. ◄ نجاء. خلاص . (المنجد). رجوع به نجاء شود. ◄ (اِ فعل ) النجاک النجاک ؛ بشتاب ! بشتاب ! (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ).
نجا. [ ن ُ ] (اِخ ) شهری به ساحل بحرالزنج (دریای زنگبار) نزدیک مرکه و مقدشوه (موگادیشو). (از یادداشت مؤلف ).
نجا. [ ن َ ] (ع مص ) باز کردن پوست را. ◄ ناشناس کردن تا چشم زخم رساندن کسی را. (منتهی الارب ). ◄ نجو. رجوع به نجو شود.