نثاری تبریزی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نثاری تبریزی . [ ن ِ ی ِ ت َ ] (اِخ ) (ملا...) از شاعران قرن دهم هجری و معاصر محتشم کاشانی است . به روایت مؤلف خلاصةالاشعار «به خراسان و قزوین سفر کرده و به کاشان رفته و محتشم را هجو کرده است . او راست »: کمتر از پروانه ای در جان سپاری نیستم گر نسازم جان نثار او نثاری نیستم رحم بر من میکند دشمن تکلف بر طرف من حریف اینقدر بی اعتباری نیستم . و نیز: دوئی به مذهب فرمانبران دل کفر است خدا یکی و محبت یکی و یار یکی . به کویت پاکشان تا چند آیم حیرتی دارم نخواهی چون مرا من هم نیایم غیرتی دارم . رجوع به دانشمندان آذربایجان ص ٣٧٢ و تذکره ٔ مجمعالخواص ص ١٥٥ و تذکره ٔ هفت اقلیم (اقلیم چهارم ) و آتشکده ٔآذر ص ٣٥ و شمع انجمن ص ٤٦٥ و قاموس الاعلام ج ٦ ص ٤٥٦١شود.