ناخن گذاشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناخن گذاشتن . [ خ ُگ ُ ت َ ] (مص مرکب ) کنایه از کمال خوف و هراس خوردن و مغلوب و ناتوان گردیدن . (آنندراج ). کنایه از کمال بیم و عجز. (غیاث اللغات از چراغ هدایت ) : من کیم صائب که دست از آستین بیرون کنم در بیابانی که ناخن میگذارد شیرها. صائب (از آنندراج ).