ناخفتنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناخفتنی . [ خ ُ ت َ ] (ص لیاقت ) نخفتنی . آرام نگرفتنی . که خواب و آرامش پذیر نیست : این فتنه ناخفتنی است ؛ تمام نشدنی است . ◄ که نتوان در آن خوابید. که جای خواب و آرامش نیست . که در آن جای خوابیدن و آرامش و استراحت نیست . که نتوان در آنجا خفت : به اندرز گفتش همه گفتنی که جائی چنین هست ناخفتنی . نظامی .