مکابر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مکابر. [ م ُ ب ِ ] (ع ص ) ستیزه کننده . ستیزنده : و شیران کامفیروزی سخت شرزه باشند و مکابر. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص ١٥٥). تا یک زمان مکابر درآمد و کمربند بهمن بگرفت و از پشت اسب برداشت . (سمک عیار چ خانلری ج ١ ص ٧٣). و رجوع به سه ماده ٔ بعد شود.