مول
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مول . [ م َ ] (ع مص ) مال دادن کسی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ بامال شدن . (منتهی الارب ). بسیارمال شدن . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). خداوند مال شدن . (المصادر زوزنی ). مؤول . (منتهی الارب ).
مول . [ م َ ] (ع اِ) مال و سامان و اسباب را گویند. (برهان ). مال باشد. (فرهنگ جهانگیری ).
مول . [م َوْ وِ ] (ع ص ) رجل مول ؛ مرد بسیارمال و توانگر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مَیِّل . (منتهی الارب ).