موقی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
موقی . [ م ُ وَق ْ قا ](ع ص ) کسی که بسیار ترسیده شده باشد. (ناظم الاطباء). و رجوع به مَوقی ّ شود. ◄ آنکه از وی همه کس پرهیز می کند. (ناظم الاطباء). ◄ دلاور نیک محفوظ. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). شجاع . (ناظم الاطباء). سخت دلاور. (از اقرب الموارد).
موقی ٔ. [ ق ِءْ ] (ع اِ) مؤقی . لغتی است در مؤق، به معنی کنج چشم و دنباله ٔ آن . (ناظم الاطباء).
موقی . [ م َ قی ی ] (ع ص ) کسی که ترسیده شده باشد. (ناظم الاطباء). ◄ شجاع . (از اقرب الموارد). و رجوع به مُوَقّی ̍ شود.