مقرن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقرن . [ م ُ رَ ] (ع ص ) رمح مقرن ؛ نیزه ای که سر آن را بلند کنند تا به کسی نرسد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مقرن . [ م ِ رَ ] (ع اِ) هرآنچه متحد کند یک چیزی را با چیز دیگر. (ناظم الاطباء).
مقرن . [ م ُ ق َرْ رَ ] (ع ص ) نیک بسته شده به رسن، منه قوله تعالی : و آخَرین َ مقرنین فی الاصفاد . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).