فرهنگ لغت

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۶۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

تعریف مرا عشق توای ساده شکر بس راز دلم کرد به هر جای سمر عشقت چو همی نگه کند جان و جگر غماز چو مشک آمد و طرار چو زر

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۶۰ | فرهنگ لغت