فرهنگ لغت

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چون بار فلک بست به افسون ما را وز خانه خود کشید بیرون ما را از بس که بلا نمود گردون ما را چون شیر دهانیست پر از خون ما را

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۶ | فرهنگ لغت