مساحنة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مساحنة. [ م ُ ح َ ن َ ] (ع مص ) مساحنه . ملاقات کردن با کسی . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ نیکو کردن معاشرت و مخالطت با کسی . (اقرب الموارد). حسن المعاشرة و المخالطة. (تاج المصادر بیهقی ). ◄ نیکو دیدن هیئت مال را و نیکو یافتن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).