مساحن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مساحن . [ م َ ح ِ ] (ع اِ) ج ِ مِسحنة. (اقرب الموارد). رجوع به مسحنه شود. ◄ سنگ زر و نقره . (منتهی الارب ). سنگی است که بدان سنگ طلا و نقره را بشکنند. (اقرب الموارد). ◄ سنگریزه ٔ تنک که بدان آهن را تیز کنند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).