مرغول کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرغول کردن . [ م َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تافتن . بافتن موی . مجعد ساختن موی . تجعید. (منتهی الارب ). تقصیب . (المصادر زوزنی ). قصابة، قصیبة؛ مرغول کرده [ موی ] . ◄ تحریر کردن و نغمه خواندن : خدای را که ز واعظ سؤال فرمایند که با کراهت الحان چرا کند مرغول . شاه قاسم .