مرغوله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرغوله . [ م َ ل َ / ل ِ ](ص، اِ) به معنی مرغول است یعنی پیچ و تاب زلف و کاکل تاب خورده . (برهان ). پیچ و تاب موی پیچیده . (غیاث ). موی پیچیده چون موی زلف و کاکل و خط. (آنندراج ). - مرغوله موی ؛ مرغول موی . کسی که موی سرش مرغول باشد. مُحَبَّک الشعر. (منتهی الارب ). ◄ موی پیشانی . (برهان ). ◄ نغمه ٔ پیچان و غلطان .(برهان ). آواز مرغان و نوعی آواز خاص مطربان که با پیچیدگی باشد. (غیاث ). مجازا به معنی آواز مرغان و نغمه ٔ مطربان از جهت پیچ و تابی که در اوست . (از آنندراج ). آوازی که در حلق گردانند. (نسخه ای از اسدی در کلمه ٔ مرغول ). تحریر : در صحن چمن چو گل فشاندند مرغوله ٔ بلبلان گشودند. شیخ ابوالفیض فیاضی (از آنندراج ). کنون کز سر سرو و پای صنوبر کشد مرغ مرغوله و لاله ساغر. امیدی (از آنندراج ). ◄ عیش و نشاط. ◄ طره ٔ دستار. (برهان ).