مخابره
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ بَ رِ) [ ع. مخابرة ] (مص م.)<BR>۱- خبر دادن و خبر گرفتن.<BR>۲- مکالمه به وسیلة تلفن یا تلگراف.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ بَ رِ) [ ع. مخابره ] (مص م.) ۱- خبر دادن و خبر گرفتن. ۲- مکالمه به وسیله تلفن یا تلگراف.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مخابره . [ م ُ ب َ رَ ] (ع اِمص ) اخبار و اطلاع بهمدیگر رساندن . (از ناظم الاطباء). ارسال و دریافت خبر. خبری که بوسیله ٔ تلگرام یا تلفن به دست آید و یا ارسال گردد. ج، مخابرات . و رجوع به همین کلمه شود. - مخابره کردن ؛ بهم دیگر خبر دادن . (ناظم الاطباء). ارسال خبری به وسیله ٔ تلگراف یا تلفن .
مترادف و متضاد واژهدان
اخبار، ارسال، اعلام خبررسانی ابلاغ کردن، تلگراف کردن، خبر دادن پیامی را با تلفن یا تلگرامابلاغ کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
پیام رسانی، بیسیم گویی، بیسیم گری