مخابرات
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ بِ) (اِ.) جِ مخابره. تلفن خانه. ؛شرکت ~ شرکتی که مسئولیت تلگراف و تلفن و تلکس و مانند آن را به عهده دارد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ بِ) (اِ.) جِ مخابره. تلفن خانه. ؛شرکت ~ شرکتی که مسئولیت تلگراف و تلفن و تلکس و مانند آن را به عهده دارد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مخابرات . [ م ُ ب َ / ب ِ ] (از ع، اِ) ج ِ مخابره . خبرهائی که مابین دو نفر رد و بدل می گردد. (از ناظم الاطباء). - اداره ٔ مخابرات ؛ اداره ای که امور تلگراف و تلفن در آن معمول می گردد. تلفنخانه . تلگرافخانه . - صنف مخابرات ؛ یکی از صنفهای آرتش است که امور خبرهای تلفنی یا تلگرافی یک واحد آرتشی را بعهده دارد و احکام و اخبار بوسیله ٔ افراد صنف مخابره می شود. و رجوع به مخابره شود.
فرهنگ طیفی واژهدان
ارتباطات، فناوری اطلاعات، پست، تلگراف، تلفن، مرس مخابرات ماهوارهای، علامت، پیام، خبر الکترومغناطیس، برقاطیس اینترنت، بزرگراه اطلاعاتی
واژگان فارسی سره واژهدان
داد و ستد پیام، پیوند، پیام رسانیها، پیام رسانی