محلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محلی . [ م َ ح َل ْ لی ی ] (اِخ ) عبدالرحمن بن سلیمان محلی شافعی متولد در محلةالکبری و متوفی در ١٠٩٧ هَ . ق . او راست : حاشیه ٔ بر تفسیر بیضاوی . (از تاج العروس ).
محلی . [ م ُ ح َل ْ لی ] (ع ص ) کسی که زینت میکند قبضه و غلاف شمشیر را. رجوع به تحلیه شود. ◄ شیرین کننده . (ناظم الاطباء). شیرین گرداننده . (آنندراج ). رجوع به احلاء و تحلیة شود. ◄ آن که بیان می کند و وصف می نماید برای کسی حلیه و آرایش ظاهری وی را. (ناظم الاطباء). رجوع به تحلیة شود. ◄ آن که حلیه ٔ سپاهی را نزد عارض بیاض بیان کند. (یادداشت مرحوم دهخدا) : آمد به عرضگاه دلارام من فراز پیش بساط عارض در جمله ٔ حشم دادش جواب گفت محلی که هست راست این است آنچه گفتی و یک ذره نیست کم . مسعودسعد.
محلی . [ م َ ح َل ْ لی ی ] (اِخ ) محمدبن احمدبن ابراهیم بن احمد شافعی محلی، مکنی به ابوعبداﷲ ملقب به جلال الدین معروف به جلال محلی و جلال الدین محلی . رجوع به جلال الدین محلی شود.