مازاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ.) زیاده بر احتیاج.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) زیاده بر احتیاج.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مازاد. (ع اِ مرکب ) فاضل . فزونی . آنچه افزون آمده . آنچه زاید است . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). بقیه . تتمه . و رجوع به معنی دوم «ما» در همین لغت نامه شود.
مترادف و متضاد واژهدان
اضافی، باقیمانده، بقیه، زیادی، فزونی، مابقی افزون
فرهنگ طیفی واژهدان
مازادبرمصرف، بقایا خردهریز وقت تلفشده آشغال، فضولات، فاضلاب چرک مدفوع آتوآشغال، آلوآشغال، پسماند، پسمان
واژگان فارسی سره واژهدان
فزونی، ته مانده، بازمانده، افزونه