قینر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قینر. [ ق ِ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سکمن آباد بخش حومه ٔ شهرستان خوی، سکنه ٔ آن ٢٧٥ تن . آب آن از آقچای و چشمه و محصول آن غلات و حبوب . شغل اهالی زراعت، گله داری و صنایع دستی زنان آنجا جاجیم بافی است . راه ارابه رو دارد و اتومبیل از آن می توان برد. این ده در دو محل بفاصله ٔ ٢٥٠٠ گز به نام قینر بالا و پائین مشهور است . سکنه ٔ قینر پایین ١٤٥ تن میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
قینر. [ ق ِ ن َ] (اِخ ) دهی است از دهستان رودقات بخش مرکزی شهرستان مرند، سکنه ٔ آن ٥٧٩ تن . آب آن از رودخانه و چشمه . محصول آن غلات و شغل اهالی آنجا زراعت و گله داری است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).