قیلوقال
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(لُ) [ ازع. ] (اِ.)<BR>۱- گفت و شنید، مباحثه.<BR>۲- سر و صدا، جنجال.<br>
فرهنگ فارسی معین
(لُ) [ ازع. ] (اِ.) ۱- گفت و شنید، مباحثه. ۲- سر و صدا، جنجال.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قیل وقال . [ ل ُ ] (اِ مرکب، از اتباع ) قال و قیل . گفت و شنید. مباحثه . (انجمن آرای ناصری ) : از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت یک چند نیز خدمت معشوق و می کنم . حافظ. ◄ سر و صدا. جنجال . (فرهنگ فارسی معین ) : قیل و قال و اعتراض بی مزه باعث آن شد که نواب مهد علیا در آذربایجان توقف نفرمود. (عالم آرا ص ٢٣٨). رجوع به قال و قیل شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
هیاهو، هنگامه، داد و فریاد، جیغ و داد
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی