قیل و قال کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قیل و قال کردن . [ ل ُ ک َدَ ] (مص مرکب ) کنایه از بحث و مباحثه و گفتگو کردن . (برهان ) (ناظم الاطباء). ◄ داد و فریاد کردن . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به قال و قیل شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قیل و قال کردن . [ ل ُ ک َدَ ] (مص مرکب ) کنایه از بحث و مباحثه و گفتگو کردن . (برهان ) (ناظم الاطباء). ◄ داد و فریاد کردن . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به قال و قیل شود.