قهقهه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قهقهة. [ ق َ ق َ هََ ] (ع اِمص، اِ) قهقهه . خنده ٔ سخت با آواز و گردانیدن آواز در خنده . (ازاقرب الموارد) (منتهی الارب ). خنده به آواز بلند. (برهان ). رجوع به قه شود. ◄ رفتار سخت . (ناظم الاطباء). ◄ نوعی از رفتار و آن مقلوب هقهقه است . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ آواز غلغل فروریختن شراب یا مایعدیگر از صراحی و قرابه و غیره . رجوع به قهقه شود. ◄ آواز کبک . (یادداشت مؤلف ) : اندر پس هر خنده که صد گریه مهیاست در قهقهه ٔ کبک دو صد چنگل باز است . حافظ. دیدی آن قهقهه ٔ کبک خرامان حافظ که ز سرپنجه ٔ شاهین قضا غافل بود. حافظ.
قهقهه . [ ق َ ق َ هََ ] (اِخ ) نام جایی است در ولایت طوس . (برهان ). قهقهه، گینزبورگ . (حاشیه ٔ برهان چ معین از جغرافیای سیاسی کیهان ). دهی است از دهستان میان ولایت بخش حومه ٔ شهر مشهد، سکنه ٔ آن ١٢٣ تن . آب آن از قنات و محصول آن غلات است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩). رجوع به قهقه شود.