قهقه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قهقه . [ ق َ ق َه ْ ] (اِ) خنده به آواز بلند. (ناظم الاطباء) (آنندراج ). - قهقه شیشه ؛ کنایه از قلقل شیشه . (آنندراج ) : قهقه شیشه طبل کوچ زند بر سر هوش خیمه اندازد. محمد عرفی (از آنندراج ). رجوع به قهقهه شود.
قهقه . [ ق َ ق َ ] (اِخ ) نام جایی است در ولایت طوس . (آنندراج ) (ناظم الاطباء).