قصاف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قصاف . [ ق ِ ] (ع ص، اِ) زن سطبر پرگوشت . (منتهی الارب ). المراءة الضخمة. (اقرب الموارد).
قصاف . [ ق َص ْ صا ] (ع ص ) بازیگر. (ملخص اللغات حسن خطیب کرمانی ). (مهذب الاسماء). ◄ رجل قصاف ؛ صَیِّت، بلندآواز. (از اقرب الموارد).
قصاف . [ ق ِ ] (اِخ ) نام مردی است . (از منتهی الارب ).