قردمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قردمی . [ ق َ دَ ] (ص نسبی ) نسبت است به قردم . (انساب سمعانی ). رجوع به قردم (اِخ ) شود.
قردمی . [ ق َ دَ ] (اِخ ) عبداﷲبن عبدالرحمان بن طفیل . وی از طرف موسی بن نصیر قاضی افریقا بود. او از علقمةبن وقاص روایت کند و عبدالرحمان بن زیادبن انعم افریقایی از او روایت دارد. (انساب سمعانی ).