قراارسلان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قراارسلان . [ ق َ اَ س َ ] (اِخ ) ابن داود ملقب به فخرالدین ومکنی به ابوالحارث از خاندان بنی ارتق است و چهارمین پادشاه حصن کیفا است (٥٠٢ - ٥٣٩ هَ . ق .). (تاریخ گزیده چ لندن ص ٤٤٦) (معجم الانساب چ زامباور ص ٣٤٤).
قراارسلان . [ ق َ اَ س َ ] (اِخ ) عمادالدوله قاوردبیک نخستین از حکمرانان کرمان بود. درسال ٥٤٥ هَ . ق . به دنبال تمرد و مخالفتی که با الب ارسلان کرد، آلب ارسلان با لشکری بسوی کرمان رفت و لشکرکرمان شکست خورد و قراارسلان با سواران خود بسوی جیرفت فرار کردند وی از الب ارسلان خواست که از گناهش درگذرد و پس از آن بر سلطان الب ارسلان وارد شد و گریه کرد و حاضران را بگریه انداخت و بار دیگر ولایت کرمان به وی تفویض گردید. (اخبارالدولة السلجوقیة چ لاهور ص ٤١). عمادالدین قراارسلان قاوردبیک از سلاجقه ٔ کرمان است که به سال ١٠٤١ م . به سلطنت کرمان رسید. (طبقات سلاطین اسلام ص ١٣٥). و رجوع به قاوردین چغری بیک شود.
قراارسلان . [ ق َ اَ س َ ] (اِخ ) مظفربن غازی (اول ) بن ارتق ارسلان هشتمین از امرای ارتقیه ٔ خاندان ارتق است که در ماردین به حکومت رسیده است (٦٥٨ -٦٩١ هَ . ق .). (معجم الانساب چ زامباور ج ٢ ص ٣٤٥).