قراء
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قراء. [ ق ِ ] (ع اِمص ) مهمانی . (آنندراج ). قِری . ◄ میزبانی . (ناظم الاطباء). ◄ (مص ) مقاراءة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). با هم مذاکره کردن . ◄ سبق گفتن . ◄ درس کتاب کردن . (منتهی الارب ).
قراء. [ ق َرْ را ] (ع ص ) خوش خواننده . (منتهی الارب ). خوش خوان . (آنندراج ). ◄ خوش خواننده قرآن را. (منتهی الارب ). خوش خواننده ٔ قرآن . (آنندراج ) (ناظم الاطباء).