فغند
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فَ غَ) (اِ.) رقص، جست و خیز.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فَ غَ) (اِ.) رقص، جست و خیز.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فغند. [ ف َ غ َ ] (اِ) به معنی از جای برجستن باشد بر مثال آهو. (برهان ). جستن باشد. (فرهنگ اسدی ). - آهوفغند ؛ آنکه مانند آهو جست و خیز کند : هم آهوفغند است و هم تیزتک هم آزاده خوی است و هم تیزگام . فرالاوی . ◄ غریدن . (مهذب الاسماء).