فغنشور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فغنشور. [ ف ُ غ َ ] (اِخ ) نام شهری است از ملک چین و مردم آنجا بغایت خوب صورت و صاحب حسن می شوند و جمیع بتان و بتگران در آن شهر میباشند. (برهان ). جای بتان و بتگران . (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نسخه ٔ نخجوانی ) : بیاسود و از رنجگی دور شد وز آنجا بشهر فغنشور شد. اسدی .